کانون زنان ایرانی-ترجمه:لیلا اسدی: " مادران پلازا دو مايو در آرژانتين در جريان سركوب هاي بي رحمانه دولت نظامي وقت، فعالیت خود را براي يافتن هرگونه نشاني از فرزندان ناپديد شده شان آغاز کردند و در طول 30 سال تلاش خستگي ناپذير نه تنها به تجديد حيات جامعه مدني كمك كردند، كه يك گروه فعال حقوق بشري را با هدف برقراري عدالت و دموكراسي در آرژانتين تشكيل دادند .
آنها دولت را مجبور كردند قوانين مصونيت نظاميان را لغو و پرونده قتل مخالفان سياسي در دوره جنگ كثيف را بازگشايي كند. امروز آنها به مادران همه قربانيان نقض حقوق بشر تبديل شده اند. مادراني كه مي خواهند به جوانان كشورشان، روياي زندگي و فعاليت سياسي براي حل مشكلات مردم را بدهند. مطلب زير نگاهي دارد به چگونگي شكل گيري اين گروه، فعاليت ها و استراتژي هاي آنها و پيروزي هايي كه به تدريج در طول فعاليت نه براي خود كه براي جامعه آرژانتين به دست آوردند."
آغاز جنگ كثيف
در تاريخ كشور آرژانتين ،روز 24 مارس 1976 فراموش نشدني است. همان روزي كه با يك كودتاي نظامي عليه دولت ايزابل پرون، او از سمت رياست جمهوري خلع و توسط كودتاچيان تبعيد شد. بعد از اين حادثه يك دوره زماني هفت ساله ی خونبار در تاريخ كشور آرژانتين رقم خورد كه طي آن 30 هزار مخالف سياسي ناپديد و فرزندان در مقابل والدين خود شكنجه شدند، افراد بي گناه زيادي كشته و جسد آنها در يك اقدام نظامي موسوم به پروازهاي مرگ به درون آب هاي سرد آتلانتيك انداخته شد. پسران و دختران، خواهر زاده ها و برادرزاده ها و فرزندان همه ناپديد شدند. بعضي از آنها سوزانده شده و برخي ديگر اعدام و پوشانيده در يونيفورم هاي پارتيزاني به عنوان مجروحين جنگ به حال خود رها شدند. حتي زنان باردار نيز كشته شدند و فرزندان آنها به خانواده هاي نظاميان دولتي داده شد.
تاريخ كشور آرژانتين همواره به خصوص در سال هاي 1930 تا 1943 درگير دخالت شديد نظاميان در دولت و امور سياسي بوده است. به دليل كودتاي پي در پي نظاميان عليه روساي جمهوري كشور، ديگر دولتمردان به اين نتيجه رسيده بودند كه براي ماندن بر سرير قدرت بايد روابط خود را با نظاميان حفظ كنند. در سال 1946 جان دومينگو پرون كه خود يك نظامي بود، به رياست جمهوري رسيد. وي براي دومين بار به اين مقام رسيد اما توسط نظاميان خلع و در سال 1955 تبعيد و حزب پرونيست هم غيرقانوني اعلام شد. جان پرون يك شخصيت كاريزماتيك بود كه در ميان مردم محبوبيت زيادي داشت. وي در طول قدرت براي تحقق عدالت اجتماعي، توزيع دوباره درآمدها و نيز حمايت از اتحاديه هاي كارگري و يك اقتصاد ملي قوي تلاش زيادي كرد. بعد از پرون در طول سال هاي 1955 و 1973 ، 10 دولت مختلف بر سر كار آمدند كه برخي از آنها تنها سه ماه حكومت كردند. اگرچه در طول اين مدت، دولت هاي مختلف تلاش داشتند تا تأثير سياست هاي پرونيستي را كاهش دهند، اما نسل های جوان جديد طرفدار پرون تلاش مي كردند در پشت صحنه سياسي كشور براي گسترش نفوذ و تأثير سياست هاي پرون عمل كنند.
در سال 1966 ژنرال جان كارولز آنگانيا به قدرت رسيد. شعار او پرونيسم بدون پرون بود. وي دفاتر همه احزاب سياسي را بست و فعاليت هاي سياسي را ممنوع كرد. در دانشگاه ها مداخله و دانشجويان كمونيست را اخراج کرد و مانع هرگونه فعاليت صنفي اتحاديه هاي كارگري شد. به دنبال اين ممنوعيت ها، دانشجويان و رانندگان تاكسي در مي سال 1969 شورشي به راه انداختند كه منجر به زنداني شدن بسياري از آنها شد. شورشي كه گسترش و تقويت مبارزات خشن بسياري از گروه هاي چپ در كشور را به دنبال داشت. گروه هاي طرفدار پرون و نيز گروهي چپ گرا موسوم به مونتروس اعتراضات خود را از سر گرفتند. دولت اقدامات وسيعي براي مجازات و ممنوعيت فعاليت گروه هاي چپ گرا در كشور اتخاذ كرد و به دنبال همين اتفاقات ، در طول سال هاي 1976 تا 1983 اين كشور با بحران بسيار مهمي از وحشي گري هاي مورد حمايت دولت روبرو شد. جنگ كثيف با بازداشت هاي غيرقانوني، شكنجه و اعدام هاي خودسرانه يا ناپديدشدگي هاي اجباري مخالفان سياسي دولت همراه شد.
چگونه مادران گردهم آمدند
به دليل جو رعب و وحشت حاكم بر جامعه آرژانتين، انتظار اين بود كه خانواده قربانيان همچنان درخانه منتظر فرزندانشان باقي بمانند و بر سر ميز غذا در آشپرخانه بنشينند تا روزي فرزندان آنها سر برسند. اما مادران داغديده، مدام از كلانتري ها به مراكز نظامي تا بيمارستان ها سر مي زدند و همواره اين پاسخ را مي شنيدند كه هيچ كس خبري از فرزندان آنها ندارد. به آنها گفته مي شد فرزندانشان به خاطر فعاليت هاي خرابكارانه، مخفي شدند يا اين كه به خارج از كشور فرار كرده اند يا نهايتا تبعيد شده اند. بسياري به آنها توصيه مي كردند كه از تلاش براي جستجوي فرزندانشان دست بردارند وگرنه خودشان نيز دستگير مي شوند. حتي برخي بستگانشان با آنها قطع رابطه كردند. اما همچنان كه به مراكز پليس و دادگاه ها و يا پزشكي قانوني مي رفتند با يكديگر آشنا شدند و محتاطانه در مورد فرزندانشان صحبت كردند. به تدريج تصميم گرفتند در منازل همديگر يا كليساها با يكديگر ملاقات كنند. يكي از همين مادران- جمع 14 نفره اوليه- به نام آزوسنا پيشنهاد داد با يك درخواست رسمي از دولت براي يافتن فرزندانشان در خيابان پلازا دومايو به مراكز دولتي بروند. اين گردهمايي در نهايت در يكي از جمعه هاي آوريل 1977 در خيابان پلازا دومايوي بونئوس آيرس و با حضور در مقابل مقر رياست جمهوري اتفاق افتاد. آنها درخواستي به رئيس جمهور دادند و دو هفته بعد با او ملاقات كردند اما نتيجه نااميد كننده بود. رئيس جمهور گفته بود كه همه فرزندان آنها كشور را ترك كرده اند. بعد از اين اتفاق، مادران تصميم گرفتند به راهپيمائي آرام خود ادامه دهند تا زماني كه اطلاعاتي از فرزندانشان به دست آورند.
در زماني كه تمام تجمعات سياسي توسط دولت ممنوع شده بود، اين زنان جمع شدند تا اطلاعات و شواهد مربوط به مفقود شدن فرزندانشان را مطالبه كنند. مادران و مادربزرگ هاي اين گمشده ها، هر پنجشنبه در ميدان پلازا دو مايو جمع شدند و عكس گمشده هاي خود را به سينه گرفتند. دولت در وهله اول هيچ توجهي به اين اقدام نكرد و حركت آنها را جدي تلقي نکرد و به همین دلیل در ابتدا بر جمع شدن هاي آنها فشاري نياورد. اما به تدريج با افزايش تعداد اين مادران احساس خطر كرد.
پليس هر پنجشنبه حاضر و مانع توقف آنها در يك جا مي شد و يا راهپيمايي آنها را با آب، باتوم يا اسپري به هم مي زد. اما همچنان كه فشارها ادامه مي يافت، مادران نيز در خود نياز به مبارزه با اقدامات سركوبگرانه دولت را مي پروراندند و به قدرت همبستگي و اتحاد خود پي بردند. تعداد آنها به تدريج زياد مي شد و پليس نمي دانست با آنها چه كند. اگر پليس از يكي از زنان كارت شناسايي مي خواست، همه مي خواستند پكارت شناسايي آنها را نيز بگيرد يا اگر پليس مي خواست يكي از آنها را دستگير كند، همه مي رفتند و گاه بيش از 60 تا 70 مادر داوطلبانه سوار ماشين پليس مي شدند و در برابر هر سوالي مي گفتند تنها در جستجوي نشاني از فرزندان خود هستند.
اقدامات و نتايج فعاليت هاي مادران پلازا دومايو
به تدريج مادران به سازمان دهي خود پرداختند،گروه هاي كاري تشكيل داده و اطلاعات مربوط به افراد، مكان ها و نيز تاريخ ها را مستندسازي كردند. آنها ديگر خود را گروهي براي جستجوي فرزندان نمي دانستند، آنها خواهان اجراي عدالت براي مرتكبان كشتارها بودند.
سپتامبر همان سال برگزاري يك راهپيمايي مذهبي با حمايت كليساي كاتوليك و با موضوع صلح از بوئنوس آيرس تا شهر لوجان فرصتي شد تا اين زنان با روسري هاي سفيد در ميان جمعيت عظيم راهپيمايان حركت كنند و با وجود تلاش پليس، هويت گروه خود را به مناطق خارج از شهر بوئنوس آيرس بشناسانند. با وجود شدت گرفتن فشارهاي پليس، بازداشت و زنداني شدن بسياري از آنها و نيز ترس مردم از همكاري با گروهشان، آنها از حركت بازنايستادند.
اگرچه فعاليت هاي مادران در رسانه هاي داخلي با سانسور مواجه مي شد، اما رسانه هاي بين المللي فعاليت هاي آنها را انعكاس مي داد و دولت نمي توانست مانع آنها شود.
در سال 1978،كشور آرژانتين ميزبان رقابت هاي جام جهاني فوتبال بود. دوباره مادران از اين فرصت استفاده كردند، در برابر رسانه ها و توريست ها حاضر شدند و گفتند: ما فقط فرزندانمان را مي خواهيم، دولت بايد بگويد آنها كجا هستند. نظير اين اقدام در كنفرانس بين المللي سرطان نيز انجام شد. بدين ترتيب مادران پلازا صداي خود را به گوش جهانيان رساندند.
مدتي بعد سازمان عفو بين الملل نقض حقوق بشر را در كانون توجهات خود قرار داد. آنها تاكتيك هاي سركوب كننده دولت را خدشه دار كردند و مطالبات خود را با جامعه بين المللي در ميان گذاشتند. اكنون با توجه به اينكه گروه مادران پلازا دومايو در جامعه بين المللي كاملا شناخته شده است، تنها گروهي هستند كه مرزها و محدوديت هاي سياسي را مورد چالش قرار مي دهند. محدوديت هايي كه توسط دولت بر ساير فعالان حقوق بشر و مخالفان سياسي وارد مي شود. به اعتقاد برخي گروه مادران نقش حساسي در تجديد حيات جامعه مدني در آرژانتين ايفا كردند. اكنون مادران پلازا به عنوان يك گروه فعال حقوق بشري ثبت شده و صاحب دفتري در شهر بوئنوس آيرس هستند.
بعد از خونريزي هاي قساوت بار اين دوره زماني موسوم به جنگ كثيف و با تلاش خستگي ناپذير مادران پلازا دو مايو با روي كار آمدن يك دولت دموكراتيك در آرژانتين، وقايع اتفاق افتاده، مورد تأييد قرار گرفت. دولت جديد تأييد كرد كه: 30 هزار نفر در اين دوران بازداشت و ناپديد شدند و كسي هرگز نتوانست نام و نشاني از آنها بگيرد. تقريبا 500 كودك از مادران گرفته شده و سرپرستي آنها به خانواده هاي افسران نظامي داده شد. 350 زندان و بازداشتگاه بزرگ و كوچك در كشور كشف شد كه محل وقوع شكنجه و مرگ بودند و بيش از 1000 افسر نظامي در شكنجه و مجازات مخالفين به دستور دولت نقش داشتند و تمام اين حوادث تحت تأثير تباني امپراطوري اسپانيا، كليسا و دولت براي مجازات مخالفان سياسي اتفاق افتاد. به دليل همين پافشاري ها بود كه بعد از گذشت 20 سال، نهايتا در سال 2005 ديوان عالي كشور تصميم گرفت تا از قوانيني كه تعقيب افسران نظامي متهم به نقض هاي وحشيانه حقوق را منع مي كند، كناره گيري كند. در سي امين سالگرد جنگ كثيف رئيس جمهور فعلي كشور، نستور كرچنر عبارت هرگز تكرار نمي شود را بر زبان آورد و قوانين عفو نظاميان عاليرتبه را رسما لغو کرد و بخش هاي رئيس جمهور براي افسران محاكمه شده در سال 1985 را منسوخ اعلام كرد. بعد از اين اعلام رسمي بود كه تصميم گرفته شد تا پرونده هاي همه مرتكبين اين حادثه بازگشايي و مورد بررسي مجدد قرار بگيرد. اگرچه اقدامات دولت در جهت تسكين درد مادران فرزند از دست داده، فرزندان را به آنها بر نمي گرداند اما اين مادران داغديده اميدوارند كه فرزندان آينده اين كشور ديگر هرگز از چنين جنايت هايي آسيب نبينند.
اكنون مادران براي كساني صحبت مي كنند كه ديگر نمي توانند حرفي بزنند و صداي آنها ديگر شنيده نمي شود و تنها تاريخ مي تواند قضاوت كند كه آيا عدالت به طور كامل به اجرا در مي آيد يا خير.
الهامي براي زنان در ساير نقاط دنيا
مادران پلازا دو مايو به دليل مقاومت و پشتكارشان موفق به دريافت جوايز بين المللي از سازمان هايي مانند يونسكو و پارلمان اروپايي شدند. اگرچه سه عضو موسس سازمان و بقيه اعضاء بارها مورد تهديد قرار گرفته اند و دفتر آنها در بوئنوس آيرس تعطيل شده است اما اين فشارها مانعي براي فعاليت آنها نشده است. آنها همچنان بر خواست هاي خود براي پي گيري قتل فرزندانشان مصرند. امروز با گذشت سال هاي متمادي يكي از طرح هاي اين سازمان يك دانشگاه عمومي در دفاتر آنهاست. هدف اين دانشگاه آموزش جوانان درگير در فعاليت سياسي است. يكي از مادران گفته است كه مي خواهيم به جوانان عشق و روياي زندگي همراه با مبارزه سياسي براي حل مشكلات مردم را بدهيم.
نكته مهم فعاليت هاي مادران پلازا دو مايو و تلاش و پشتكار آنها در مدت زماني بيش از 30 سال اين است كه نه تنها فعاليت آنها با حمايت هاي بين المللي همراه شد، بلكه بر شكل گيري فعاليت هاي مشابه در جاي جاي دنيا به خصوص در جنبش زنان نيز تأثير گذاشت. به طور مثال در آمريكا، در شهر نيويورك ، زناني به عنوان مادران ناپديد شدگان ايالت نيويورك گردهم آمدند تا با اعتراض عليه قوانين مواد مخدر راكفلر نيويورك و شرايط غيرانساني بازداشت و شكنجه و مجازات هاي خشن تعيين شده طبق اين قانون در ايالت نيويورك لغو اين قانون يا تجديدنظر در آن را درخواست كنند. در نامه اي كه مادران پلازا دو مايو به اين گروه از مادران نوشتند، اظهار شده بود: مادران پلازا دومايو گروهي است كه به نفع زندگي تشكيل شده است. اما 27 سال براي تاريخ، حقيقت وعدالت در سرزمين مان كار كرده ايم. در اين نامه ضمن اعلام همبستگي با مادران نيويورك، از فرماندار اين ايالت خواسته شده بود تا مسئوليت بي عدالتي هاي ارتكاب يافته در زندان هاي اين ايالت را پذيرفته و قوانين راكفر ابطال شود. اين مادران بخشي از اعضاي خانواده بيش از 20 هزار نفر از افرادي هستند كه به مجازات هاي طولاني مدت طبق اين قانون محكوم شده اند.
هم اكنون مادران پلازا دو مايو به يك سازمان مهم متشكل از زنان آرژانتيني تبديل شده كه در حوزه حقوق بشر فعاليت مي كنند. زنان عضو اين سازمان براي مدت طولاني بيش از 27 سال فعاليت مي كنند. كار استثنائي آنها با دو تفكرِ در هم تنيده ثبات و استحكام يافته است. اين كه زنان عضو اين سازمان دوباره از فرزندان خود زاده شده اند و ديگر اين كه زنان به مادراني براي همه قربانيان فشار و سركوب در آرژانتين تبديل شده اند. مادران پلازا دو مايو، اين ايده ها را به عنوان نتيجه مستقيم شرايط دشوار فرزندانشان و مرگ هاي وحشتناك آنها، پذيرفتند. مادران پلازا دو مايو با هشياري تمام نسبت به اين پديده كمپين خود را با درخواست از دولت آرژانتين براي پاسخگويي به ناپديد شدن فرزندانشان آغاز كردند و فعاليت هاي سياسي آنها منتهي به رشد آگاهي شان نسبت به بيرحمي دستورالعمل هاي نئو ليبرال شد كه در پس سياست هاي جنگ كثيف نهفته بود و مسئوليت كساني كه به اجراي اين سياست ها اصرار مي ورزند.
در همين فرايند مخالفت، مادران پلازا دو مايو خود را به عنوان وارثان ايده هاي فرزندان خود و مسئول بر عهده گرفتن كار فرزندانشان تلقي كردند. آنها مي دانند كه تعداد زيادي از فرزندان مقتول آنها توسط نيروهاي نظامي دولت شكنجه شده و به قتل رسيدند با اين حال همچنان ثابت قدم در امتناع از پيشنهادهاي دولت براي دلجويي از آنها به خاطر مرگ فرزندانشان ماندند. مادران اصرار دارند كه آنها رسما نخواهند پذيرفت كه هيچ كدام آنها مرده اند مگر اين كه دولت با اسناد كافي نشان دهد كه چه اتفاقي براي آنها افتاده است. تنها اين اقدام است كه نشان مي دهد عدالت در ارتباط با آنچه در طول جنگ كثيف اتفاق افتاده به اجرا در آمده است.
هنوز هر پنجشنبه بعد ازظهر ساعت سه و نيم، مادران در سكوت در اطراف ميان پلازا دو مايو در مقابل مقر رياست جمهوري قدم مي زنند. با اين اميد كه عدالت محقق شود براي خوني كه در 20 سال گذشته به ناحق از فرزندان آنها ريخته شده است.
مطلب فوق ترجمه و گردآوري از منابع زير است:
Argentina: The Dirty War, The Disappeared, The Mothers and The Grand Mothers , Professor Anna J. Barry , Holyoke Community
College.
2 Feminism in Argentina, Marilyn Mercer , 1998.
3 A. Witte, Guiding the Plot:, Politics and Feminism, in the work of women Playwrights from Spain and Argentina, 1960, 1991, 1996. www.cdds.vt.edu/femiism /arg.tml
4 Mothers of the New York Disappeared, www.kunstler.org and www.15yearstolife.com
5 Argentina: The Mothers of the Plaza de Mayo , Bruce Allen,28 Dec 1999
6 www.madres.org and www.madres-lineafundadora.org